أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
55
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) على ( ع ) گفت : اگر لشكر فرستى به فتح و ظفر واثق باش و اگر خود روى بر نصرت ايزدى اعتماد كن كه در هر دو حالت همهء كارها بگشايد و فتح و ظفر قرين گردد . [ 120 ] صدّيق ( رضى ) گفت : بشّرك اللّه يا ابا الحسن ، و ليكن بگوى كه اين از كجا مىگويى ؟ گفت : من از پيغمبر ( ص ) بارها شنيدهام كه فرمود : هميشه دين اسلام بر جمله اديان غالب باشد تا روز قيامت و قيام ساعت ؛ پس اى خليفه بشتاب و فرصت درياب و در اين كار ثابت قدم باش كه خداى عزّ و جلّ تو را بر مرتدّان ظفر دهاد و بر كفّار روم و غير ايشان نصرت بخشاياد . صدّيق گفت : اى ابو الحسن ، مرا بدين حديث [ 121 ] [ 21 الف ] شاد كردى . خداى عزّ و جلّ تو را به زيادت درجات در بهشت شاد كناد . پس ، روى به ياران آورد و گفت : اى مسلمانان ، اين مرد [ 122 ] وارث علم پيغمبر ( ص ) است . هر كه در صدق او به گمان بود بىگمان منافق باشد . [ 123 ] مرا از سخن او در جهاد روم جدّ و حرص بيفزود و دل من عظيم شاد شد . اكنون در اين كار ساعى باشيد و كمر جدّ و جهد ببنديد . و بلال را فرمود تا صحابه را ندا كند كه حاضر شوند . چون اهل مدينه حاضر شدند صدّيق برخاست و خطبهاى غرّا انشاد كرد ، مضمون آنكه : بعد از سپاس و ستايش آفريدگار - جلّ جلاله - و ثنا و آفرين [ بر ] رسول ( ص ) ، اى ياران و برادران ، بدانيد كه خداى - عزّ و جلّ - انعام فرمود بر شما به ايمان و عزيز گردانيد شما را به نزول قرآن و تفضيل نهاد دين شما را بر جملهء اديان . بايد كه قدر اين نعمت بدانيد و شكر موهبت بگذاريد و عزم غزاى روم مصمّم گردانيد . من جماعتى را به امارت نصب خواهم كرد ؛ ايشان را فرمانبردارى كنيد و به نيّتى صادق و عزمى ثابت روى به جهاد آريد . خالد بن سعيد ( 74 ) برادر عمرو عاص برخاست و گفت : اى خليفهء رسول ، تو امير مايى و ما رعيّت . از تو فرمان و از ما اطاعت . به هر چه فرمايى ، فرمانبرداريم و به هر جانب كه فرستى ، رو بر آن سو آريم . صدّيق گفت : خداى بر تو رحمت كناد و جزاى تو نيكويى دهاد . كار خويش
--> [ ( 120 ) ] ل . ت : و ظفر روى نمايد . [ ( 121 ) ] ت . چ : سخن . [ ( 122 ) ] ت : على . [ ( 123 ) ] ل . چ : كافر .